سخن زیبا

بروزترین وبسایت سخن های زیبا و ماندگار

۵۲ مطلب با موضوع «اشعار زیبا» ثبت شده است

ای کاش که جایِ آرمیدن بودی

ای کاش که جایِ آرمیدن بودی

 
ای کاش که جایِ آرمیدن بودی
یا این رهِ دور را رسیدن بودی
یا از پسِ صد هزار سال از دلِ خاک
چون سبزه، امیدِ بر دمیدن بودی
۱۲ بهمن ۹۵ ، ۰۸:۰۳ ۱ نظر موافقين ۲ مخالفين ۰
عاشق
قیصر امین پور، من از عهد آدم تو را دوست دارم

قیصر امین پور، من از عهد آدم تو را دوست دارم

 

من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغـــاز عالــم تو را دوست دارم
چه شب ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم ؛ تـــــو را دوست دارم
نه خطی ، نه خالی ! نه خواب و خیالی !
من ای حس مبهــــم تــــو را دوست دارم
سلامی صمیمی تر از غـم ندیدم
به اندازه ی غم تو را دوست دارم
بیــــا تا صدا از دل سنگ خیــــزد
بگوییم با هم : تو را دوست دارم
جهان یک دهان شد همـــآواز با ما :
تو را دوست دارم ، تو را دوست دارم
(قیصر امین پور)

۱۰ بهمن ۹۵ ، ۰۹:۴۹ ۱ نظر موافقين ۱ مخالفين ۰
عاشق
خبر تلخ و خبر سنگین، خبر، درد

خبر تلخ و خبر سنگین، خبر، درد

 

خبر تلخ و خبر سنگین، خبر، درد
دوباره بغض، گریه، اشک، سردرد

دلم آتش‎فشان بی‎نشان شد
درون سینه‎ام شد شعله‎ور درد

نشد مام وطن آسوده، آرام
رهایش می‎کند یکدم مگر درد

پدر از این خبر زانوش لرزید
پدر جنگیده عمری با کمر درد

خبر می‎گفت مردانی اَبَر مرد
خبر را گفت با دردی اَبَر درد

خبرها گفت بیش از بیست جانباز
خبرها در کلامی مختصر، «درد»

همیشه بیست تصویر خوشی داشت
ولی حالا عدد شد ضرب در درد

مفاتیح الجنانم را بیارید
دعا گاهی اثر کرده است بر درد

۰۶ بهمن ۹۵ ، ۰۹:۳۳ ۲ نظر موافقين ۲ مخالفين ۰
عاشق
در بلندی های پرواز

در بلندی های پرواز

 
 
زمان در خواب و دریا قصه پرداز

خیالم در بلندی های پرواز

ز تلخی های پایان، می رسیدم

به شیرینِ شگفتی های آغاز

(فریدون مشیری)

۰۴ بهمن ۹۵ ، ۱۸:۱۳ ۰ نظر موافقين ۲ مخالفين ۰
عاشق
نتوان دلِ شاد را به غم فرسودن

نتوان دلِ شاد را به غم فرسودن

 

نتوان دلِ شاد را به غم فرسودن
وقتِ خوش خود به سنگِ محنت سودن
کس غیب چه داند که چه خواهد بودن
می باید و معشوق و به کام آسودن

(حکیم عمر خیام)

۳۰ دی ۹۵ ، ۰۷:۵۴ ۰ نظر موافقين ۱ مخالفين ۰
عاشق
تا که خفتیم همه بیدار شدند

تا که خفتیم همه بیدار شدند

 

تا که خفتیم همه بیدار شدند
تا که مردیم همگی یار شدند
قدر آن شیشه بدانید که هست
نه در آن لحظه که افتاد و شکست

 

۲۹ دی ۹۵ ، ۱۸:۵۰ ۰ نظر موافقين ۱ مخالفين ۰
عاشق
زمین برفی و فصل زمستان

زمین برفی و فصل زمستان

 

زمستان است

زمین برفی و فصل زمستان

هوای ابری و درگیر باران

نمای مردۀ بی روح و بی جان

درختان، شاخه های لخت و عریان

شبیه دسته ای روح پریشان

هوا سرد است سرها در گریبان

(میکائل شریفی)

۲۶ دی ۹۵ ، ۱۶:۰۲ ۰ نظر موافقين ۱ مخالفين ۰
عاشق
درد، حرف نیست

درد، حرف نیست

 

درد، حرف نیست

درد، نام دیگر من است

چگونه خویش را صدا کنم؟!

(قیصر امین پور)

۲۵ دی ۹۵ ، ۱۸:۰۱ ۰ نظر موافقين ۱ مخالفين ۰
عاشق
یک روز کسی می شکند فاصله ها را...

یک روز کسی می شکند فاصله ها را...

 

یک روز کسی می شکند فاصله ها را

حل می کند آن روز کسی مسئله ها را

گفتند رسیدن به تو صد مرحله دارد

تا کی بشمارد دلم این مرحله ها را؟

افسوس که در این تن دل مرده توان نیست

تا بشنوی از حنجره ی من گله ها را

تا در قفس کوچک این بغض نمیرند

پر داده ام امروز همه چلچله ها را

با غصه شکستند دلم را و نهادند

در طالع من تنگ ترین حوصله ها را

امشب چه قشنگ است برای "بله" گفتن

هرچند نمانده ست امیدی "بله " ها را

با این همه در عمق وجودم تپشی هست

یک روز کسی می شکند فاصله هارا

(زهرا پناهی)

 

۲۴ دی ۹۵ ، ۱۴:۴۵ ۲ نظر موافقين ۱ مخالفين ۰
عاشق
مرا فریاد کن...

مرا فریاد کن...

 

قصه نیستم که بگویی

نغمه نیستم که بخوانی

صدا نیستم که بشنوی

یا چیزی چنان که ببینی

یا چیزی چنان که بدانی

من درد مشترکم

مرا فریاد کن...

(شاملو)

۲۳ دی ۹۵ ، ۰۹:۴۰ ۰ نظر موافقين ۱ مخالفين ۰
عاشق