سخن زیبا

بروزترین وبسایت سخن های زیبا و ماندگار

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهریار» ثبت شده است

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

 

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا

(استاد شهریار)

۲۲ دی ۹۵ ، ۱۵:۰۹ ۰ نظر موافقين ۱ مخالفين ۰
عاشق

از زندگانیم گله دارد جوانیم

از زندگانیم گله دارد جوانیم / شرمنده‌ی جوانی از این زندگانیم
دارم هوای صحبت یاران رفته را / یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم
پروای پنج روز جهان کی کنم که عشق / داده نوید زندگی جاودانیم

(( شهریار ))

۰۳ دی ۹۵ ، ۱۳:۴۰ ۰ نظر موافقين ۱ مخالفين ۰
عاشق